محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
41
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
سايه افكنده است . چون مردمى باشيد كه بر آنها بانگ زدند و بيدار شدند و دانستند دنيا خانه جاويدان نيست و آن را با آخرت مبادله كردند . خداى سبحان شما را بيهوده نيافريد و به حال خود وانگذاشت . ميان شما تا بهشت يا دوزخ ، فاصله اندكى جز رسيدن مرگ نيست . زندگى كوتاهى كه گذشتن لحظهها از آن مىكاهد و مرگ آن را نابود مىكند ، سزاوار است كه كوتاه مدّت باشد . زندگى كه شب و روز آن را به پيش مىراند به زودى پايان خواهد گرفت . مسافرى كه سعادت يا شقاوت همراه مىبرد بايد بهترين توشه را با خود بردارد . واژهشناسى بادروا آجالكم : پيش از رسيدن اجل به اعمال نيك خود بيافزاييد و در انجام آنها شتاب كنيد . ابتاعوا : خريدند . جدّ بكم : شما را با شتاب مىرانند . يحدوه : او را مىرانند . حرىّ : به معناى سزاوارتر است . العدّة : در صورت مكسور بودن عين ، به معناى گروه و جماعت است و در صورت مضموم بودن آن به معناى آمادهسازى است . ساختار ادبى عباد اللّه : منادا و به معناى اى بندگان خدا . إنّ الدنيا . . . : جمله ، تاويل به مصدر مىرود و سدّ مسدّ دو مفعول « علموا » است .